۰۲۱-۴۴۸۰۳۳۵۷


معرفی کتاب‌های استاد

انفجار نور

در این کتاب می‌خوانیم...

بلای بزرگ قرن ما که در جان همه‌ی انسان‌های مدرن اعم از شیعه و مسلمان و غیر مسلمان افتاده، روزمرگی و رفاه‌طلبی است. انسان‌هایی که هر چه عرضه می‌شود، می‌پذیرند؛ هر جا می‌روند، رنگ همان جا را می‌گیرند؛ و هر چه پیش می‌آید، همان برایشان ایده‌آل می‌شود. اما این بیماری در جسم افراد نیست و لذا نه به راحتی قابل شناخت است، نه دردش راحت احساس می‌شود؛ وگرنه سریعاً دنبال د

ادامه مطلب

درياي مكرمت

در این کتاب می‌خوانیم...

  اگر انسان، اشتغال خود را به ابدیت کند و همّ و اهتمامش را متوجه آخرت نماید، به این معنا که هم عالم عقل و اندیشه‌ی خود را در اعتقاد به اینکه ابدیت، اصل است و او برای ابدیت خلق شده است، پیش بَرد، هم عالم خیال و ملکوت یعنی صفاتش را، متناسب با فضایل اخلاقی و تخلق اسمایی در وجودش رشد دهد و هم عالم فعل و جوارحش را در مسیر اعمالی که با انگیزه و نیت خالص، سود اخروی دارد، قرار دهد، خداوند، هر

ادامه مطلب

زيارت

در این کتاب می‌خوانیم...

اوصاف و اخلاق و رفتار امام، برای زائر، غذای روح است. اگر چه امام، مظهر و مُظهر تمام‌نمای صفات الهی است و همیشه دائم‌الفضل است، اما در استفاضه، ابزار و آلات زائر باید سالم باشد تا از آثار حیاتی و افاضات امام بهره‌مند شود. لذا پایه‌ای‌ترین رکن زیارت، آن است که زائر با دل و جان طاهر به زیارت مزور برود... . لذا ما اگر عاشق واقعی ائمه-علیهم السلام- باشیم، باید خودی‌ها را بشکنیم؛

ادامه مطلب

قلب

در این کتاب می‌خوانیم...

 ریشه‌ی گناه، مخالفت و هر نوع ظلمی از بزرگ‌ترین آن یعنی شرک تا پایین‌ترین مرتبه‌اش، خدافراموشی و یا همان خودفراموشی است. زیرا این خودفراموشی، انسان را به توجه به قالب، سوق داده، او را در آغوش ماده می‌برد و سبب می‌شود در برخورد با مسائل، اصالت را به ماده دهد؛ تا در نهایت هم، كار به گناه و نافرمانی می‌كشد.  لذا به قدری که سیم ارتباط ما با خدا بریده شد، فقط گناه از ما صا

ادامه مطلب

سر سحر

در این کتاب می‌خوانیم...

اسم عزیز الهی مانند پاسبانی بر در قلعه‌ی توحید حق‌تعالی است، تا هرکس با هر لباسی، توان ورود به آن قلعه را نداشته باشد. این اسم، پاک‌کننده‌ی انسان از آلودگی‌های فعلی، صفتی و اندیشه‌ای است تا با این تطهیر، وارد سرزمین توحید شود... بنابراین سالک کوی عزت، پیش از همه چیز باید خود را در مسیر اطاعت حق قرار دهد و از غیر برهاند...  خلعت عزت که همان مواظبت بنده در مسیر تطهیر، طهارت و

ادامه مطلب

رو به آسمان غدير

در این کتاب می‌خوانیم...

بیعت با ولایت، تنها تبریک گفتن عید غدیر و شعر و مولودی‌خوانی نیست؛ بلکه برای بیعت واقعی، باید روش‌هایمان را ولایی کنیم، سلیقه‌های جزیی خویش را بشکنیم، رنگ غیر را از درونمان بزداییم و اعمال و خصلت‌هایمان را به امام، عرضه کنیم... .  بیعت یعنی شکستن خودی‌ها و إنّیت‌ها در وجود، برای ظهور حقیقت مولا در درون. پس عدم این بیعت، یعنی عدم ظهور مولا؛ که نتیجه‌ی آن، فراموشی حلال و

ادامه مطلب

ذيقعده

در این کتاب می‌خوانیم...

  آغاز حرکت سلوکی - که حرکت روح و جان است، نه حرکت جسم- ماه ذیقعده است، که در آن باید برای بندگی قدم برداشت؛ تا در سایه‌ی این بندگی، سالک شد. ما در این ماه باید حرکت در مسیر بندگی را آغاز کنیم، تا با ورود به ماه بعد که ذیحجه است، بتوانیم تعلقاتی را كه در قلبمان راسخ شده‌اند، ذبح نماییم و در مِنای عشق خدا و ولایت، قربانی شویم. یعنی با رمی جمرات و دور کردن ظواهر از کعبه‌ی وجود، آماده

ادامه مطلب

شبهاي قدر

در این کتاب می‌خوانیم...

اما مگر فرق نافله و واجب چیست؟ نافله، تمام اعمال غیر واجبی است که فقط به عشق خدا انجام می‌گیرد و نمازهای نافله، قسمتی از کل نوافل است. به بیان ساده، نوافل یعنی همه چیزت را به عشق خدا بکنی و آب خوردنت، خوابیدنت، محبت و غضب کردنت، سکوت و فریادت و همه چیزت به عشق خدا باشد...  آنان که فقط ادعای عشق می‌کنند، آن گاه که وارد سختی‌ها شوند، بلافاصله می‌ترسند و عقب می‌نشینند؛ درست بر خ

ادامه مطلب

عرش در عاشورا

در این کتاب می‌خوانیم...

می‌خواهیم از عصاره‌ی عشق، حسین‌بن‌علی(علیه‌السلام) سخن بگوییم؛ هم‌او که زینت عرش الهی بود، هست و خواهد بود. اویی که با بذل جان خویش، مسیری سرخ، فراراه عاشقان کوی الهی ترسیم کرد و فصلی گلگون بر عرش رحمان که قلب مؤمن است، گشود؛ که "إنَّ لِلحُسَینِ(علیه‌السلام)حَرارَةً فِی قُلُوبِ الْمُؤمِنِینَ لاتبردُ أبَداً". او به ما آموخت که برای رفتن و شدن، باید گلگون شد؛ بای

ادامه مطلب

سر قرآن

در این کتاب می‌خوانیم...

کسی که به الفاظ قرآن بسنده می‌کند، تنها به حظّی ظاهری دست می‌یابد و هرگز قرآن به عالم برزخ و قیامت او منتقل نخواهد شد و قادر نخواهد بود در شدت سکرات مرگ، الفاظ قرآن را به یاد آورد؛ اما کسی که وجودش با قرآن، مرتبط و متحد شده است، جزء آن دسته‌ای می‌شود که خطاب "اقْرَأ وَ ارْقَ" 1 را با گوش جان می‌شنوند. چنین فردی در میادین گوناگون امتحان، قرآن را در مقابل خود به تصویر می

ادامه مطلب

انفجار نور

در این کتاب می‌خوانیم...

بلای بزرگ قرن ما که در جان همه‌ی انسان‌های مدرن اعم از شیعه و مسلمان و غیر مسلمان افتاده، روزمرگی و رفاه‌طلبی است. انسان‌هایی که هر چه عرضه می‌شود، می‌پذیرند؛ هر جا می‌روند، رنگ همان جا را می‌گیرند؛ و هر چه پیش می‌آید، همان برایشان ایده‌آل می‌شود. اما این بیماری در جسم افراد نیست و لذا نه به راحتی قابل شناخت است، نه دردش راحت احساس می‌شود؛ وگرنه سریعاً دنبال د

ادامه مطلب

رجب

در این کتاب می‌خوانیم...

نمی‌دانم چرا ما فکر می‌کنیم رجب هم مثل ماه‌های دیگر، آمد و رفت! در حالی که این ماه، مثل ماه‌های دیگر نیست. اما از بس عادت کرده‌ایم چرتکه‌مان را بر اساس محاسبات حسی بزنیم، ماه رجب را هم بر همین اساس می‌بینیم و فکر می‌کنیم که: ماهی است مانند سایر ماه‌ها؛ اگر توانستم ذکرهای آن را حالا بگویم، می‌گویم و اگر هم نگفتم، نگفتم! روزه‌اش را گرفتم، گرفتم؛ نگرفتم هم نگرفتم! نم

ادامه مطلب

غيبت و هدايت بشر

در این کتاب می‌خوانیم...

 شاید بگویید امام کجاست، تا دستمان را به ایشان بدهیم که ما را ببرد؟ پاسخ را باید از زیارت جامعه‌ی کبیره گرفت که می‌فرماید: "خَلَقَكُم اللهُ أنْوَاراً فَجَعَلَكُمْ بِعَرْشِهِ مُحْدِقِینَ"؛ عرش خدا، قلب مؤمن است، که انوار ائمه‌ی معصومین-علیهم السلام- در آن قرار دارد. پس باید در وجود خود، دست به امام دهیم؛ بدین معنا که قدم در راه خودشناسی بگذاریم، تا آن‌ها "فی قُلوب

ادامه مطلب

معرفت نور

در این کتاب می‌خوانیم...

مهدی مهدی گفتن، "عَجِّل عَلی ظُهورِک" گفتن یا دعای ندبه خواندن، چیزهایی نیست که ما اسمش را "یادِ امام" بگذاریم و اعتراض هم بکنیم که چه کسی می‌گوید امام از یاد رفته و غریب است؟! از یاد رفتن امام، یعنی حقیقت وجودی او در ابعاد اعتقاد، اخلاق، عمل و سیره، تأثیری بر روند حرکت و كیفیت زندگی ما نداشته باشد؛ یعنی یادش هستیم، ذکرش را هم به لفظ می‌گوییم، ولی به فرمایش صاحب "المیزان

ادامه مطلب

ابتلا در كربلا

در این کتاب می‌خوانیم...

  انواع كوچك و بزرگ ابتلا -که موضوع خلقت انسان است- ، در صحنه‌ی کربلا ظهور كرده است. نمی‌دانم هر یک از ما تا به حال، چقدر به دنبال این اسرار در صحنه‌های کربلا بوده‌ایم. به یقین، هر کدام متناسب سِنّمان، بارها در خیمه‌های حسینی نشسته‌ایم، نام حسین-علیه السلام- و وقایعی را که بر او گذشته است، شنیده‌ایم، سیاه پوشیده‌ایم، گریه کرده‌ایم و سوخته‌ایم؛ اما چقدر توانسته&

ادامه مطلب

دعا

در این کتاب می‌خوانیم...

دعا، افتادن در وادی ذلت، و احساس و ادراک نواقص وجودی است و با دعاست که انسان درمی‌یابد در امور این‌سویی، چقدر محتاج عوالم برتر و آن‌سویی است؛ و هیچ راه‌گشایی برای وجود ضعیف خاکی او، غیر از آن وجود غنی و قوی نیست؛ و هیچ خبری به او نمی‌رسد، مگر از جانب حضرت حق‌تعالی. لذا با زبان ظاهر و باطن، دست تضرع به سوی آن غنی دراز می‌کند تا به سمت او حرکت نماید... . در دعا باید پافشاری کرد

ادامه مطلب

جمال مستور

در این کتاب می‌خوانیم...

بر اساس معارف دین و قرآن کریم، سختی فعالیت‌های اقتصادی را، مرد باید به دوش بکشد. همچنین سختی جنگیدن و دفاع از کشور، به عهده‌ی مرد است. و نتیجه‌ی همه‌ی این سختی‌ها، آن است که در نهایت، اجتماع سالم می‌ماند و مرزهای جامعه‌ی اسلامی حفظ می‌شود. اما سختی‌هایی که زن تحمل می‌کند، روح انسانی را - اعمّ از زن و مرد- سالم نگه می‌دارد و نسل "انسانی" را تداوم می‌بخشد... .&nb

ادامه مطلب

آئين زندگي

در این کتاب می‌خوانیم...

  هم‌زمان با تغییرات جسمی دختر و پسر در بلوغ، تغییرات عقلی برای پاسخ به نیاز وجود در حرکت به سوی آسمان جان و معرفت و فهمیدن، آغاز می‌شود و قلب و دل هم تشنگی خاصی برای دانستن چیزهایی که نمی‌داند، پیدا می‌کند. دیگر مثل قبل، از بازی با عروسک، ماشین و سایر اسباب‌بازی‌هایش لذت نمی‌برد. یا اگر دیروز از اینکه دست نوازشی به صورتش کشیده می‌شد، لذت می‌برد، امروز فوق آن را م

ادامه مطلب

كوثر ولايت

در این کتاب می‌خوانیم...

ولایت، همان کوثر است... پس باید حقیقت ولایت را بشناسیم؛ چرا که ولایت، به منزله‌ی پی و پایه‌ی ساختمان انسانی است؛ و تا مهندس، پایه‌ی اولیه‌ی ساختمان را بنا نکند، نمی‌تواند در و دیوار و پنجره‌ها را بر آن سوار نماید. بنابراین اگر چه سرّ ولایت، سرّ مگوست و حقیقت آن را فقط خدا و خود اولیاء می‌دانند، اما ما چون در عالم الست، آن را پذیرفته‌ایم و به خدا در جلوه‌ی ولایتش "بَ

ادامه مطلب

امام منتظر واقعي

در این کتاب می‌خوانیم...

در حقیقت، این ماییم که غایبیم و امروز، مهم آن است که ما ظهور پیدا کنیم. ما از هستی، حیات و غایت خود، غایبیم. البته در ظاهر هستیم؛ اما بودن در تمایلات، امتیازات و پیروزی‌های ظاهری، مربوط به وجود ما نیست و نمی‌تواند باشد! بیایید این قدر ابعاد وجودی خود را قاطی نکنیم؛ این قدر به ماهیت، اصالت وجود ندهیم و وجود را به خاطر ماهیت، از اصیل بودنش کنار نیندازیم. در واقع حضرت، منتظر ظهور سیصدوس

ادامه مطلب

امتحان امت

در این کتاب می‌خوانیم...

در عصر غیبت، زیباترین سفره‌ها و قشنگ‌ترین امتحانات الهی برپاست، كه اگر سنّتش را یاد بگیریم، بهترین استفاده‌ها را از آن می‌کنیم. عصر غیبت و جلال، شبی است که در درونش، جمال روز مطلق است؛ "سَلامٌ هِیَ حَتَّی مَطْلَعِ الْفَجْرِ"؛ سختی‌ای است که درونش آسانی است؛ "إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْراً"؛ و نمود باطلی است که در درونش حق است. زمان غیبت، خیلی ارزشمند است و کسی که د

ادامه مطلب