۰۲۱-۴۴۸۰۳۳۵۷


خلاصه دروس

انس با قرآن101- 16 صفر - هدایت در سختی‌ها

انس با قرآن

(خلاصه جلسه صد و یکم)

هدایت در سختی‌ها

(سخنرانی سرکار خانم لطفی‌آذر در شهر تهران، 16 صفر 1435)

 

در این جلسه، یکی دیگر از ابعاد هدایت را بررسی می‌کنیم. خداوند در قرآن کریم می‌فرماید:

"ما أصابَ مِنْ مُصیبَةٍ إلاَّ بِإذْنِ اللهِ وَ مَنْ یُؤْمِنْ بِاللهِ یَهْدِ قَلْبَهُ وَ اللهُ بِكُلِّ شَیءٍ عَلیمٌ."[1]

مصیبتی نمی‌رسد، مگر به اذن خدا؛ و هر که به خدا ایمان آورد، قلبش را هدایت می‌کند و خدا به هر چیز، آگاه است.

در توضیح باید بگوییم ما در عالم دنیا هستیم و دنیا، حدّ وسطی است بین اول و آخر و سیری است از اول به آخر. وسط، هم به اول، وصل است، هم به آخر؛ و هم چیزهایی دارد که در اول و آخر نیست و از مهم‌ترین آن‌ها، تضاد و تزاحم است. در دنیا، خیر و شرّ، عدل و ظلم، طاعت و مخالفت، عبادت و گناه و... به هم آمیخته است. و ما اگر توانستیم از این میدان، درست عبور کنیم، به محض اینکه به معاد رسیدیم، در بهشت و کمالیم و هر چه دوست داریم و می‌خواهیم، می‌یابیم؛ "فی مَا اشْتَهَتْ أنْفُسُهُمْ خالِدُونَ"[2].

اما اگر از این حد وسط، درست عبور نکرده و تحت تأثیر تضادها قرار گرفته باشیم، بقیه‌ی مسیر را باید در باطن دنیا طی کنیم، که همان برزخ صعودی است؛ و آن قدر باید برزخ را طی کنیم، تا بتوانیم به اقتضای مبدأمان، به معادمان برسیم.

و نکته‌ی بسیار مهم، این است که عبور از دار تضادها و تزاحم‌ها، سختی و مصیبت دارد و هرگز کار آسانی نیست. البته خداوند در این دار، مسیر هدایت به سوی معاد را برای انسان گشوده، تحت عنوان فطرت، رسالت، دین خدا، قرآن، ایمان و عمل صالح؛ و یکی دیگر از چیزهایی که ما را از برزخ دنیا، سالم عبور می‌دهد نیز، برخورد صحیح با مصیبت‌های دنیاست.

این، راهی است که تمام انبیاء و اولیاء(علیهم‌السلام) طی کردند. امام حسین(علیه‌السلام) نیز از همین جا، حسین شد؛ از میدان پر از سختی و مصیبت عاشورا؛ از وارد شدن تمام مصیبت‌ها بر او و خاندانش، در یک روز؛ نه از "دلم می‌خواهد"ها، راحتی‌ها و خوشی‌ها. کربلا، برزخی بود که اهل عاشورا، همه از آن گذشتند؛ عده‌ای گذشتند و با شهادت، به بهشت قرب وارد شدند و عده‌ای گذشتند و به جهنم، پا گذاشتند!

پس چرا ما فکر می‌کنیم دین‌داری، مثل آب خوردن است؟! البته آب خوردن است؛ اما آب را در برزخ می‌خوریم! ما نه در اولیم که غمی نداشته باشیم، نه در آخر؛ ما در وسطیم که پر از غم و غصه است. چطور می‌شود بدون سختی و مصیبت و قرار گرفتن در تضاد و تزاحم، از برزخ دنیا عبور کنیم؟!

بهشت را به بها می‌دهند، نه به بهانه! قرار نیست همه‌ی شرایط درونی و بیرونی، ملایم طبع ما شود و همه با ما راه بیایند، تا ما بندگی کنیم؛ چون دنیا، همین است و ما در همین شرایط، باید مسیر ابدیت را برویم. "ما أصابَ مِنْ مُصیبَةٍ إلاَّ بِإذْنِ اللهِ"؛ هر مصیبتی، به اذن خداست، حتی خاری که به پا می‌رود؛ که او مالک تمام آسمان‌ها و زمین و صاحب تمام هستی است. فقط گناه، از خدا نیست، از "من" است. غیر از آن، همه به اذن خداست؛ و حتی اگر مصیبتی، جزای خطا و گناه هم باشد، خداست که می‌خواهد بنده را از آثار آن خطا و گناه، پاک کند و وجودش را رشد دهد.

"وَ مَنْ یُؤْمِنْ بِاللهِ یَهْدِ قَلْبَهُ"؛ اگر بنده، این را فهمید و دانست همه چیز به اذن خداست، خدا قلبش را هدایت می‌کند، تا در هر میدان بفهمد که چگونه باید باشد. اینجاست که در تمام مصیبت‌ها، آرام می‌شود و حکمت خدا و سرّ ابتلایش را می‌فهمد.

پس هدایت قلب، این نیست که خدا، مصیبت را از ما بردارد؛ چنان‌که از زینب کبری(سلام‌الله‌علیها) برنداشت و آن امّ‌المصائب در وسط میدان بلا، "مَا رَأیتُ إلَّا جَمِیلاً"[3] گفت. باید عبور کنیم؛ چگونه؟ "یُؤْمِنْ بِاللهِ"؛ بدانیم از خداست. اگر از خدا نبینیم، چه می‌شود؟ هم دچار خودخوری می‌شویم، هم با دیگران می‌جنگیم و هم به گناه و اشتباه می‌افتیم. در نتیجه، مصیبت را تبدیل به معصیت می‌کنیم و راهی را که اینجا نرفته‌ایم، باید فردا در برزخ و با فشارهای بسیار طی کنیم!

راستی دنیا، چه ارزشی دارد که سختی‌هایش، این قدر برایمان سخت است؟! اهل‌بیت(علیهم‌السلام) در بزرگ‌ترین مصیبت‌ها، کمترین معصیتی نکردند؛ ولی ما در کمترین مصیبت، بزرگ‌ترین معصیت‌ها را می‌کنیم و از خدا هم می‌خواهیم به ما پاداش دهد و احترام بگذارد، چون سختی و مصیبت دیده‌ایم!

ما در زیارت عاشورا می‌گوییم:

"اللَّهُمَّ اجْعَلْ مَحْیایَ مَحْیا مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ(علیهم‌السلام) وَ مَمَاتِی مَمَاتَ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ(علیهم‌السلام)."

خدایا، زندگی مرا، زندگی محمد و آل محمد(علیهم‌السلام) و مرگم را مرگ آنان قرار ده.

اما آیا شهامتش را داریم؟! هیچ فکر کرده‌ایم حیات و مرگ آنان چگونه بود؟ آیا جز این بود که از اولین تا آخرین لحظات، غرق سختی و بلا بودند؟! آنان سختی‌ها، جهالت‌ها، دشمنی‌ها و حتی غصب‌ها را بدون اینکه شکوِه و نفرینی کنند، به زیباترین شکل، تحمل کردند؛ ولی ما طاقت کمترین آزارها را، حتی از نزدیکانمان نداریم! در حالی که مسیر، همین است و هیچ کس بی مصیبت، از دنیا نرفته؛ اما همه هم با مصیبت، هدایت نشده‌اند.

"وَ نَزَعْنا ما فی‏ صُدُورِهِمْ مِنْ غِلٍّ تَجْری مِنْ تَحْتِهِمُ الأنْهارُ وَ قالُوا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذی هَدانا لِهذا وَ ما كُنَّا لِنَهْتَدِیَ لَوْلا أنْ هَدانَا اللهُ لَقَدْ جاءَتْ رُسُلُ رَبِّنا بِالْحَقِّ وَ نُودُوا أنْ تِلْكُمُ الْجَنَّةُ اُورِثْتُمُوها بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ."[4]

و آنچه از غلّ و کینه در سینه‌هاشان است، برمی‌کَنیم؛ از زیرشان نهرها جاری است و می‌گویند: حمد، خدایی را که ما را به این، هدایت کرد و اگر خدا هدایتمان نکرده بود، هدایت نمی‌شدیم. هر آینه فرستادگانِ پروردگارمان، به‌حق آمدند؛ و آنان ندا شدند: این بهشت را به خاطر اعمالی که انجام دادید، به ارث بردید.

این بندگان، کسانی هستند که هر چه از سختی‌ها و مصیبت‌ها به آنان برسد، همه را به اذن خدا می‌بینند و با انجام تمام تکالیف خود، می‌گویند که باید به خواست خدا، راضی باشیم. خدا هم، آرام‌آرام هر گونه کینه، تنگی، کوچکی، تیرگی و گرفتگی را از دل آنان می‌برد و گرد و غبارهایشان را پاک می‌کند؛ و این همان "یَهْدِ قَلْبَهُ" است. آیا رسیدن به اینجا، ارزشش را ندارد که سختی‌ها را تحمل کنیم؟! پس بگذریم؛ اما نه با بی‌رگی و بی‌غیرتی، که نقص است؛ بلکه با دیدن قضا و حکمت خدا و شناخت سنت‌ها و سرّ ابتلائاتش.

 

[1]- سوره تغابن، آیه 11.

[2]- سوره انبیاء، آیه 102 : در آنچه بخواهند، جاودان‌اند.

[3]- اللّهوف على قتلى الطفوف، ص160 : جز زیبایی ندیدم.

[4]- سوره اعراف آیه 43.