۰۲۱-۴۴۸۰۳۳۵۷


افق های معرفت

شمس وجود


345خداوند یک تجلی بیشتر نکرده‌است. چنان‌چه در عرفان ثابت شده "لا یصدر من الواحد الا الواحد" (از واحد به غیر از واحد، صادر نمی‌شود) و آن یک تجلی، همان حقیقت محمدیه‌(صلی‌الله‌علیه‌و‌اله‌وسلم) است. خداوند به طفیل ایشان، عالم و آدم و هستی را آفرید؛ "لولاک لما خلقت الافلاک"*

خدا، شراب عشق را به حبیبش چشاند؛ او هم نوشید و مستی گرفت و از خود‌ بی‌خود شد...

"از خود بی‌خودی" همان مسیری شد که اولیاء‌الله با طی آن مسیر، معشوقشان را می‌یابند. بنابراین مطلوب همه انسان‌ها و گرمابخش و زنده‌کنندۀ همۀ وجودها، شمس عالم‌تاب حضرت محمد‌(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلم) است. و هرکس به او وصل شود، به خدا وصل شده ‌است.

معشوق زیباست و هر که وصل به او باشد را زیبا می‌کند؛ لذا بردن نام عاشقان، دهان را جلا می‌دهد و یادشان، طهارت و پاکی را برای جان‌ها به ارمغان می‌آورد. و جلسات ذکرشان، نگاهشان و صدایشان، انسان را پاک می‌کند...

اگرچه ما امروز صدا و نگاه حبیب‌الله را نداریم، اما همین‌قدر که از اوصافشان می‌گوییم، از عالم تیرگی‌ها به دور می‌شویم. حال اگر انسان این حقایق را بچشد و بی‌خود شود و در این بی‌خودی، یار و محبوب را با تمام زیبایی‌هایش ادراک کند، چه می‌شود!

برگرفته از کتاب "آمادگی برای ظهور"


* مجمع النورین، شیخ ابوالحسن مرندی، ص14