۰۲۱-۴۴۸۰۳۳۵۷


افق های معرفت

مستکبر کیست؟


همیشه با شنیدن کلمۀ استکبار دولت‌ها و دولتمردانی که به زور حق کشورهای ضعیف‌تر را پایمال می‌کنند، در ذهن تداعی می‌شود، درحالی‌که استکبار و مستکبر معنایی فراتر و مصداق‌های فراوانی دارد.

کبر به معنی بزرگی، در مقابل صغر و کوچکی است؛ که هم در امور مادی به کار می‌رود و هم در امور معنوی[1]. طلب کبر یعنی استکبارکه مساویِ نپذیرفتن حق است. فرقی هم ندارد که در کدام میدان، طلب کبر کنیم؛ در برابر خدا یا در برابر قوم و خویش و بندگان خدا. مهم، ریشۀ این طلب است که در ماست. برخیحق را حتی از پیامبرخدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله‌و‌سلم) نمی‌پذیرند[2]. اما کسانی هم که با مراتب پایین‌تر مشکل دارند، مستکبرند. مثل کسی که شاید از استاد یا یک شخصیت بزرگ، حرف‌شنوی داشته باشد؛ ولی اگر همان حرف حق را از همسر یا مادرش بشنود، می‌گوید: «نصیحت نکن، خودم می‌دانم، به من نگو و...!» دلش گواهی می‌دهد که حق است؛ درحالی‌که وقتی مستکبر شد و خود را بزرگ دید، دیگر حرف امام را هم نمی‌شنود و در مقابل او هم می‌ایستد! چون استکبار، طبع قلب می‌آورد؛ یعنی قلب را به حس و طبیعت و خودی می‌بندد تا بالاتر از آن را نفهمد و ذاتاً از خدا دور شود؛ "...كَذلِكَ یطْبَعُ اللَّهُ عَلی‏ كُلِّ قَلْبِ مُتَكَبِّرٍ جَبَّارٍ"[3].

چنان‌که به گواهی تاریخ، مستکبران، حرف پیغمبر(صلی‌الله علیه‌و‌آله‌و‌سلم) را هم نپذیرفتند و همواره خود را توجیه کردند. ازجمله آنجا که پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله ‌و‌سلم)قلم و کاغذ خواستند، گفتند: هذیان می‌گوید[4]؛ آنجا که اسامۀ جوان را برای فرماندهی لشکر انتخاب کردند، نپذیرفتند و خود را شایسته‌تر دیدند[5]؛ در جای دیگر هم گفتند که علی(عليه‌السلام) خیلی شوخی می‌کند و شایستۀ خلافت نیست[6]! پس ما نیز وقتی حق را نپذیریم یا پذیرش آن برایمان سخت باشد، بدانیم یا ندانیم، استکبار داریم و نباید بگوییم: ما کجا و آن‌ها کجا! چون ما نیز همان اقتضائات را داریم و هرلحظه امکان دارد اقتضای استکبارمان گُل کند؛ مگر اینکه آن را تسلیم حق کرده باشیم.

برگرفته از کتاب "شیطان شناسی"، ص 146.

 


[1]- التحقیق فی القرآن الکریم، ج10، ص18.

[2]- سورۀ نوح، آیۀ 7 : "وَ إِنِّی كُلَّما دَعَوْتُهُمْ لِتَغْفِرَ لَهُمْ جَعَلُوا أَصابِعَهُمْ فی‏ آذانِهِمْ وَ اسْتَغْشَوْا ثِیابَهُمْ وَ أَصَرُّوا وَ اسْتَكْبَرُوا اسْتِكْباراً"؛ و همانا من هر بار آنان را دعوت كردم تا بیامرزی‌شان، انگشتان خود را در گوش‌هایشان كردند و ردای خویش بر سر كشیدند و اصرار ورزیدند و هرچه بیشتر بر كبر خود افزودند.

[3]- سورۀ غافر، آیۀ 35 : این‌گونه خداوند بر دل هر متكبّر جبّار، مُهر می‏نهد.

[4]- الأمالی شیخ مفید، ص36 ؛ الإرشاد فی معرفة حجج اللّه علی العباد، ج‏1، ص184.

[5]- الإرشاد فی معرفة حجج اللّه علی العباد، ج‏1، صص182-184 ؛ كتاب سلیم بن قیس الهلالی، ج‏2، ص905.

[6]- بحارالأنوار، ج‏31، ص363.