۰۲۱-۴۴۸۰۳۳۵۷


اشعار

شوق مستان

شوق مستان

 

چو شعبان رفت،ماه جان درآمد

طلوعِ طالعِ یزدان درآمد

 

گناه و غفلت و خواب و خور و خشم

برفت و حق با غفران درآمد

 

رکود و سستی و سردی، ز دل رفت

دم گرمای تابستان درآمد

 

دَم سودایی و بَلغم همی رفت

به رگ‌ها خون جاویدان درآمد

 

ز خوانِ نفس، دُنیا و هوی رفت

به دل شوقِ می مستان درآمد

 

مناجات و دعا و عشق‌ورزی

ز سوی بنده با رحمان درآمد

 

بشوید دل، غبار حِقد و کینه

درون دل خدا مهمان درآمد

 

غَموض و مشکلات و عُسر و سختی

معما حل شد و آسان درآمد

 

ملائک دسته دسته، صف پیِ صف

بإذن ربّهم، برجان درآمد

 

ریا و ریب و سالوس، از عمل رفت

گل و ریحان چو در بُستان درآمد

 

چو در ماه خدا، در لیله‌ی قدر

نزول جبریل در میدان درآمد

 

تو گویی نزد یعقوب بلاکِش

بوی پیراهن از کنعان در آمد

 29 شعبان 1435- 7 تیر 1393

سرکار خانم لطفی آذر