۰۲۱-۴۴۸۰۳۳۵۷


پرسش و پاسخ

پرسش 68: چگونه می‌توانیم تشخیص دهیم امتحاناتی که در زندگی پیش می‌آیند، پی‌آمد حرکت غلط خودمان هستند یا وسیله‌ای برای بالا بردن درجات وجودمان؟

جواب: تشخیص نوع امتحان از این لحاظ، نه تکلیف ماست و نه اهمیت چندانی دارد. مهم، شناخت اصل امتحان و نحوۀ عبور از آن است. حال اگر نتیجۀ خطای خودمان بوده باشد، با این امتحان، جانمان از آثار آن خطا تطهیر می‌شود و اگر نه، امتحان باعث تعالی و ارتقاء وجودمان می‌گردد.

قدم اصلی در عبور از امتحان، این است که بتوانیم مشکلات را با استفاده از توانایی‌هایی که در ‌درون خود داریم، حل کنیم و از راه‌های معنوی کمک بگیریم؛ چه در مشکلات مالی و گره‌های اقتصادی٬ چه گره‌های اخلاقی و چه سایر مشکلات.

اما معمولاً ما وقتی در معرض امتحان قرار می‌گیریم، اولین چیزی که به ذهنمان می‌رسد، این است که برای حل آن، از امور مادی استفاده کنیم. برای نمونه، اگر کسی به ما توهین کند یا تهمت بزند، برای إحقاق حق و اینکه به آرامش برسیم، اول در صدد مقابله به مثل برمی‌آییم؛ غافل از اینکه با این کار، نه تنها آرام نمی‌شویم، بلکه مشکل را پیچیده‌تر می‌کنیم. در صورتی که با توسّل به قدرتِ عفو، صبر، حلم و سعۀ صدر که همه را خدا در وجودمان گذاشته، می‌توانیم آرام شویم و آن وقت، به درستی مشکل را حل کنیم.

یا وقتی عصبانی می‌شویم، می‌خواهیم فریاد بزنیم و خودمان را سر دیگران خالی کنیم؛ اما دین به ما می‌گوید: صلوات بفرست، وضو بگیر و...، تا بتوانی خشم خود را کنترل کنی.

درواقع ما می‌خواهیم کمِ دنیا را با زیادِ دنیا ردیف کنیم؛ می‌خواهیم غم‌های دنیایی را با تخدیر دنیایی برداریم؛ و این بدترین روش برخورد با امتحانات الهی است. راه درست، آن است که به غیب و دورن، متمسّک شویم؛ زیرا سرّ امتحان، به ظهور رسیدن گنجینه‌های معنوی وجود انسان است.

البته اغلب برای حلّ و فصل مشکلات، باید از اسباب و علل مادی هم استفاده کنیم. اما این استفاده نیز در راستای همان ارتباط با غیب، و راهی است که دین، پیش پای ما می‌گذارد. مثلاً می‌گوید هنگام عصبانیت، وضعیت خود را تغییر بده و اگر ایستاده‌ای، بنشین و برعکس، یا آب بخور و... .

غیبی که از آن سخن می‌گوییم، همان است که خداوند در ابتدای سورۀ بقره می‌فرماید:

"...لِلْمُتَّقینَ. الَّذینَ یؤْمِنُونَ بِالْغَیبِ وَ یقیمُونَ الصَّلاةَ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ ینْفِقُونَ."

یعنی اولین صفت متّقین، ایمان به غیب است و سپس نماز و زکات و...؛ پس ایمان و باور به غیب، قبل از هر عمل و صفت دیگری برای متّقین ضروری است. این غیب، همان اسماء الهی است که خدا به انسان آموخت و به منزلۀ کلیدی است که درها را به روی انسان می‌گشاید تا از امتحان با موفقیت عبور کند و سیرش را به سوی خداوند ادامه دهد.

در سیرۀ معصومین(علیهم‌السلام) نیز از این نمونه‌ها بسیار است که مشکلات را با راه‌های معنوی حل کرده‌اند. مثلاً پیامبر(صلّی‌الله‌علیه‌وآله) برای کمک به دخترشان حضرت زهرا(سلام‌الله‌علیها) که از کار زیاد خانه به شدت خسته می‌شد، علاوه بر تقدیم فضّه، تسبیحات را به بانو تعلیم دادند تا نشان دهند که تمسّک به غیب، انسان را قوی می‌کتد و او را از مشکلات عبور می‌دهد.

این همان فاصله‌ای است که ما با اماممان داریم؛ یعنی اختلاف در بینش و فرهنگ. جیب وجود ما، پر از نیروهای غیبی است؛ تا هرگاه به مشکل برخوردیم، آن‌ها را به کار گیریم تا مشکلمان حل شود و نه دچار فشار روانی شویم، نه به گناه ثانوی بیفتیم. پس در هر امتحان باید بگردیم یکی از اسماء بهشتیِ درونمان را پیدا کنیم و ظهور دهیم؛ که این نگاه و عملکرد، همان نزدیکی و قرب به امام است.