۰۲۱-۴۴۸۰۳۳۵۷


پرسش و پاسخ

پرسش 75: تجرد چیست و با کمال و سعادت انسان، چه رابطه‌ای دارد؟

جواب: انسان در حرکت خود از مبدأ به معاد، عوالمی را طی می‌کند. برخی از این عوالم را قبل از اینکه پا به دنیا بگذارد، طی می‌کند؛ که آن‌ها را اصطلاحاً سیر نزول می‌گویند و صحبت دربارۀ آن، برای پاسخ به این سؤال، لازم نیست. اما برخی عوالم را قرار است پس از خروج از دنیا٬ واردشان شود؛ که آن عوالم به همراه عالم دنیا، سیر صعود او را تشکیل می‌دهند. به بیان دیگر، سیر صعود انسان، حرکتی است که از دنیا آغاز می‌شود و به عوالم پس از دنیا که برزخ و قیامت‌اند، ختم می‌شود.

این سیر نیز خود، دو نوع حرکت را شامل می‌شود: حرکت جبری و تکوینی٬ حرکت اختیاری و تشریعی.

همان‌طور که از اسمش پیداست، انسان در حرکت جبری، اختیار ندارد و خواه ناخواه به سوی کمال وجودش پیش می‌رود. اما حرکت تشریعی، اختیاری است و آنجاست که انسان با آگاهی، راه رسیدن به این کمال را انتخاب می‌کند. مانند نطفه که وقتی در رَحم مادر رفت، به تدریج حرکت می‌کند و به جنین و سپس نوزاد تبدیل می‌شود و به دنیا می‌آید. ولی براساس حرکت خودش و مادر، ممکن است ناقص یا کامل متولد شود. هرچند این مثال، ناقص است و نطفه در هیچ یک از این مراحل، اختیاری مثل انسان ندارد.

حال با این توضیحات می‌توان سه مفهوم تجرد٬ کمال و سعادت را معنا کرد.

کمال، همان سیر جبری و تکوینی است که در درون برای انسان اتفاق می‌افتد تا به تجرد می‌رسد. یعنی آرام‌آرام از جسم و محدودیت‌ها و قوانین حاکم بر آن، رهایی می‌یابد و به اداراکات برتر می‌رسد. انسان مجرد، آن کسی است که از بند زمان و مکان رَسته و در آن، محصور نیست و باطن این دنیا را می‌بیند. البته همۀ انسان‌ها به تجرد می‌رسند و چشم و گوش باطنشان فعال می‌شود؛ اما آن‌ها که بدون آگاهی زندگی می‌کنند، جبراً مجرد می‌شوند، بی آنکه تجرد را درک کنند. لذا فردا که پرده‌ها کنار رفت، تازه حقیقت هستی را می‌بینند و انگشت حسرت به دهان می‌گیرند! شاهدش نیز آیه‌ای است که خداوند در قیامت به انسان می‌فرماید:

"لَقَدْ كُنْتَ فی‏ غَفْلَةٍ مِنْ هذا فَكَشَفْنا عَنْكَ غِطاءَكَ فَبَصَرُكَ الْیَوْمَ حَدیدٌ."[1]

تو از این [عالم] غافل بودی؛ پس پرده را از تو کنار زدیم و امروز دیده‌ات تیزبین و عمیق است.

پس به بیانی می‌توان گفت کمال انسان، همان تجرد است. اما اینکه تجرد او در چه مسیری باشد، به اختیار و انتخاب خودش بستگی دارد. اگر با تشریع الهی و بر اساس احکام و قوانین دین حرکت کند، به سعادت که همانا ظهور زیبایی‌ها و کمالات الهی است، می‌رسد؛ چون خدا که خالق غنی و مهربان اوست، زیر و بم وجودش را می‌شناسد و می‌داند که او از چه راهی باید برود تا به سعادت ابدی و آرامش درونی برسد.

اما اگر خلاف دین و طبق خواسته‌های نفس خود برود، استعدادها و نیروهای درونش به فعلیت و ظهور نمی‌رسد و نمی‌تواند از برتری‌های عالم معنا بهره ببرد؛ مثل نطفه‌ای که کر و کور متولد می‌شود و اگرچه به دنیا می‌آید و زیبایی‌های آن را می‌فهمد، نمی‌تواند بهره و لذتی از آن ببرد. این همان شقاوت است و نتیجه‌اش حسرت و عذابی دردناک! اینجاست که انسان به خدا می‌گوید: "...یا لَیتَنی‏ كُنْتُ تُراباً"[2]؛ یعنی ای‌کاش خاک بودم و لااقل این همه زیبایی را درک نمی‌کردم که بخواهم غصۀ ناقص ماندنم را بخورم!

 


[1]- سوره ق، آیه 22.

[2]- سوره نبأ، آیه 40.