۰۲۱-۴۴۸۰۳۳۵۷


پرسش و پاسخ

پرسش 19: با توجه به اینکه همۀ هستی، ظهور وجود هستند، جایگاه وهم كجاست؟

جواب: وهم از جمله قوایی در انسان است که مسلّط بر حس مشترک (قوای پنج‌گانه: بینایی، شنوایی، بویایی، چشایی و لامسه) می‌باشد. وجود وهم، اعتباری است و کاربرد و تسلّطش بر محسوسات عالم ماده می‌باشد. لذا قدرت پا گذاشتن در حریم معقولات و معنا را ندارد.

کار وهم، در دایره‌ی «نمودها» و کثرات است و پایش هرگز به عالمِ «بود» و وجود نمی‌رسد. وهم، تنها در عالم ماهیت، قدرت تاخت و تاز دارد؛ یعنی اگر عقل، مفهوم کلّی «جماد»، «نبات» و دیگر معانی را دریافت می‌کند، مصادیق جزئی این مفاهیم کلّی، یعنی «سنگ»، «سیب» و... به وسیلۀ وهم ادراک می‌شود. تا زمانی که وهم برای ادراک جزئیات كار می‌كند، نه تنها مشکلی ایجاد نمی‌شود، بلكه این كاركرد آن ضروری است؛ زیرا بدون آن، قدرت شناخت و بهره‌برداری از هیچ‌یك از كثرات عالم ماده را نخواهیم داشت. اما هنگامی‌که پای از محدودۀ خود فراتر می‌گذارد و به ادراک معقولات، مجردات و کلیات وارد می‌شود و سعی در پائین کشیدن آن‌ها می‌كند، مذموم می‌شود. وهم، حقیقی دانستن نمودها و تکیه کردن به آنهاست. ما باید چهرۀ نوری‌ كل اشیاء را ببینیم؛ چرا که آن چهرۀ نورانی و وجه باطنی، وصل به مبدأ وجود، و از وهم کاملاً مبرّاست. با چهرۀ نوری اشیاء هم، به وسیلۀ شریعت می‌توان ارتباط برقرار کرد و اصلاً آنچه شریعت وضع كرده، برای این است كه چهرۀ نوری اشیاء برای ما آشكار شود؛ چنان‌که دعای همیشگی وجود مقدس حضرت رسول اکرم(صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) "رَبِّ أرِنِی الأشْیاءَ کَمَا هِی"[1] بوده است.

در واقع اصل وجود، "إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیهِ راجِعُونَ" است؛ لذا ثابت است و هرگز تغییری ندارد. این، مظاهر وجود هستند كه تغییر می‌كنند. پس اینکه ما در دنیای پر از کثرات و پر از تغییر، زندگی می‌کنیم، نشان می‌دهد صورت دنیا، ظهور وجود یا همان نمودِ وجود است، که برای رسیدن به اصل آن، باید با چهرۀ نوری‌اش ارتباط برقرار کنیم؛ وگرنه در وهم خواهیم بود.

 


[1]-رسائل شیخ‌مرتضی، ج2، ص261 : پروردگارا، اشیاء را چنان‌كه هستند، به من بنمایان.